من کویر خشک بودم
عشق تو باران من شد
دسته دسته از کویر خشک من نسرین برآمد
آسمانم تیره بود
خوشه خوشه از دل این آسمان پروین برآمد
تشنه بودم چشمه ی عشق از چشم تو سر زد
ای حبیبم ، بی تو شب بودم
شبی تاریک و غمیگن
نور لبخندت به جسم وجان من تابندگی داد
بی تو چوبی خشک بودم
بوسه هایت پر گلم کرد
ای مسیحا،
معجزت دلمرده یی را زندگی داد...
نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن 1388 ساعت
11:13 ب.ظ توسط ღ♥ღساراღ♥ღ نظرات
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
تبلیغات 

